مشاطه وار. [ م َش ْ شا / م َ طَ / طِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) همچون آرایشگر. همچون مشاطه. مشاطه گونه. مانند مشاطه:
از بهر عروسان فکرتت را
آرایش مشاطه وار دارد.مسعودسعد ( دیوان ص 100 ).صبح... مشاطه وار کُله ظلمانی... برداشت. ( کلیله و دمنه ).
در باغ چو شد باد صبا دایه گل
بربست مشاطه وار پیرایه گل.حافظ.
هم چون مشاطه، مانند مشاطگان: در باغ چو شد باد صبا دایهٴ گل / بربست مشاطه وار پیرایهٴ گل (حافظ: ۱۱۱۰ ).
مانند مشاطه همچون مشاطگان: در باغ چو شد باغ صبا دای. گل بر بست مشاطه وار پیرای. گل. ( حافظ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پر کن قدح ز باده رنگین که رنگ کرد مشاطه وار دست طبیعت کف چنار
💡 کرده آرایش عروس نظم را مشاطه وار وین غزل بر وی بوجه امتحان آراسته
💡 گلبن عروس وار بیاراست خویشتن ابرش مشاطه وار همی شوید از غبار
💡 تو ای فلک چو شب آمد ز روز نندیشی مشاطه وار سر زلف شب بپیرایی
💡 بجان تو که ز انفاس خود مدیح ترا مشاطه وار کنم پر نگار ده دیوان