چنگ زنان
مترادفها
چنگاندازان
متضادها
رها کردن، وا گذاشتن
لغت نامه دهخدا
چنگ زنان. [ چ َ زَ ] ( ق مرکب ) در حال چنگ زدن. درحال نواختن چنگ. چنگ نوازان. رجوع به چنگ زدن شود.
فرهنگ فارسی
در حال چنگ زدن چنگ نوازان.
جمله سازی با چنگ زنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهره ز تو یافت مژده خاص شد چنگ زنان ذوق رقاص
💡 ای صنم چنگ زن چنگ ساز فخر همه چنگ زنان جهان
💡 اختران چنگ زنان چون ناهید محفل آراسته نوشا نوش است