لغت نامه دهخدا
چنگ سرای. [ چ َ س َ ] ( نف مرکب ) چنگ زن. چنگ نواز. چنگساز:
همی سراید چنگ آن نگار چنگ سرای
نبید باید و خالی ز گفتگوی سرای.فرخی.رجوع به چنگ زن و چنگ ساز شود.
چنگ سرای. [ چ َ س َ ] ( نف مرکب ) چنگ زن. چنگ نواز. چنگساز:
همی سراید چنگ آن نگار چنگ سرای
نبید باید و خالی ز گفتگوی سرای.فرخی.رجوع به چنگ زن و چنگ ساز شود.
چنگ زن چنگ نواز چنگساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آن می عقل دزد هم نقب زند سرای غم لاجرمش صفیر خوش چنگ سرای نو زند