لغت نامه دهخدا
هم رتبه. [ هََ رُ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) هم رتبت. هم پایه. || در تداول، دو تن که از نظر سوابق شغلی و مزایای اداری برابر باشند.
هم رتبه. [ هََ رُ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) هم رتبت. هم پایه. || در تداول، دو تن که از نظر سوابق شغلی و مزایای اداری برابر باشند.
هم رتبت هم پایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاه سازندگی یکی از بخشهای مهم استان شین جیانگ محسوب شده و از نظر اداری مستقیماً زیر نظر دولت مرکزی پکن و هم رتبه با استانها مدیریت میگردد گرچه از نظر قوانین و مقررات، و رسیدگیهای قضایی، همزمان تابع قوانین منطقه (استانی) شین جیانگ نیز میباشد؛ در برنامهریزیهای دولتی و اجرایی نیز به صورت واحد مستقل هم رتبه استان بوده و دارای حقوق هم رده مناطق استانی میباشد.
💡 در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹، هیرو با پیک شمارهٔ ۱۳ در درفت ۲۰۱۹ انبیای، توسط میامی هیت انتخاب شد. در کلاس درفت انبیای، هیرو توسط تازهکارهای هم رتبه به عنوان بهترین پرتاب کننده برگزیده شد.