نخ ریسی
مترادفها
ریسیدن
لغت نامه دهخدا
نخریسی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل نخ ریس. نخ رشتن.نخ ریسیدن. رجوع به نخریس شود. || ( اِ مرکب ) کارخانه نخریسی. جای رشتن نخ. جای نخ ریسیدن.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل وشغل نخ ریس.۲ - ( اسم ) دکان ومحل نخ ریس.یاکارخانه نخ ریسی. کارخانه ای که در آن نخ ریسند: صنیع الدوله اولین کارخانه نخ ریسی رادرتهران دایرکرد.
جمله سازی با نخ ریسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوزندگی یکی از قدیمیترین هنرهای منسوجات پدید آمده در دوران پارینهسنگی است. باستانشناسان بر این باورند که مردم عصر حجر در سراسر اروپا و آسیا، پیش از اختراع چرخ نخ ریسی و پارچه بافی، لباسها را از جنس خز و پوست و به وسیلهٔ سوزنهایی از جنس استخوان، شاخ گوزن و عاج و بند و نخهایی که از اندامهای مختلف بدن جانور شامل رباط و نخ ساخته شده از روده و دستگاه گوارش حیوانات و رگ میدوختند.
💡 زنی به نزد معبری بیامد و گفت: به خواب دیدم که سنبله ی گندمی از انگشتم بروئیده است، تعبیر چیست؟ معبر گفت: ای فلان، تو از نخ ریسی روزی همی خوری. گفت: بلی.
💡 آنتونی در ساوت آدامز، ماساچوست به دنیا آمده و یکی از هفت فرزند دانیل آنتونی (۱۷۹۴ – ۱۸۶۲ میلادی) و لوسی رید آنتونی (۱۷۹۳ – ۱۸۸۰ میلادی) بود. خواهر بزرگتر وی سوزان بی. آنتونی بود. او در بتنوایل، نیویورک به مدرسه رفت. پس از آن، وی تا عمر ۲۳ سالگی در کارخانه نخ ریسی و آسیاب پدر خود کار کرد.