نخ تاب

نخ تاب

«نخ تاب» به فرد یا دستگاهی گفته می‌شود که نخ می‌ریسد و پنبه، پشم یا سایر الیاف را به نخ تبدیل می‌کند. این واژه هم به مهارت انسانی و هم به فرآیند صنعتی یا دستی اشاره دارد که الیاف را به نخ منظم و محکم درمی‌آورد. نخ تاب باید بتواند الیاف را با یکدیگر ترکیب کند و آنها را تاب دهد تا نخ حاصل نرم و مقاوم باشد. عمل تاب دادن باعث می‌شود که نخ هنگام بافت یا دوخت، استحکام کافی داشته باشد و به راحتی پاره نشود. نخ تاب در تولید پارچه، فرش، گلیم و لباس‌های سنتی اهمیت زیادی دارد و پایه صنایع نساجی محسوب می‌شود. در متون قدیم، این واژه معمولاً به کسی گفته می‌شد که در این حرفه استاد و ماهر است و توانایی تولید نخ خوب دارد. نخ تاب با استفاده از ابزارهایی مانند چرخ نخ‌ریسی یا دست‌ریسی، الیاف را به صورت یکنواخت و منظم تبدیل می‌کند. در فرهنگ لغت، این واژه هم به شخص ریسنده و هم به فرآیند تولید نخ اطلاق شده و هر دو جنبه عملی و حرفه‌ای را در بر می‌گیرد.

لغت نامه دهخدا

نخ تاب. [ ن َ] ( نف مرکب ) نخ تابنده. که نخ تابد. نخ ریس. نخ باف.

فرهنگ معین

(نَ ) (ص فا. ) نخ ریس.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه نخ تابدنخ ریس.

ویکی واژه

نخ ریس.

جمله سازی با نخ تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باز می دوزمش از سوزن صبر و نخ تاب، تیر مژگانت اگر پرد در راز آمد

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز