برگرداندنی
چیزی که بتوان آن را برگرداند؛ قابل بازگرداندن. در کاربردهای عمومی، برای چیزی به کار میرود که امکان پس دادن، واگرداندن یا به حالت قبل رساندن داشته باشد.
مترادفها
قابل برگشت، بازگشتپذیر
متضادها
غیرقابل برگشت
جمله سازی با برگرداندنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قراردادهای اجاره املاک، ذکر این نکته که وسایل موجود در خانه باید در وضعیت اصلی خود و برگرداندنی باشند، بسیار ضروری است.
💡 کتابهایی که از کتابخانه عمومی امانت گرفته میشوند، باید حتماً در موعد مقرر و بدون آسیب رسیدن به صفحات، به کتابخانه برگرداندنی باشند.
💡 برخی از محصولات خریداری شده در فروشگاههای بزرگ، طبق سیاستهای بازگشت کالا، در صورت وجود نقص فنی، به راحتی و به صورت برگرداندنی هستند.