لغت نامه دهخدا
ناله سنج. [ ل َ / ل ِ س َ ] ( نف مرکب ) ناله پرداز. ناله گر. رجوع به ناله پرداز شود.
ناله سنج. [ ل َ / ل ِ س َ ] ( نف مرکب ) ناله پرداز. ناله گر. رجوع به ناله پرداز شود.
( صفت ) ناله کننده فریادوفغان کننده: پیش ازین ازناله پردازان اثر پیدا نبود عشق در خلوت سروری داشت بزم آرا نبود. ( رضی دانش آنند.لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه جانی، غیر بربط ناله سنج است؛ نه چشمی جز صراحی خون فشان است
💡 قمریان، ناله سنج چون محمود سروها، جلوه چون ایاز آرند
💡 هم نی خوش نوا و هم نایی آه عشاق و ناله سنج عراق
💡 نالم و ناله سنج خوبش خودم نمک افشان و سینه ریش خودم
💡 بگردون همین ناله سنج شد جهان باز از کینه در رنج شد