پرسو

لغت نامه دهخدا

پرسو. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) پرنور. مقابل کم سو: چراغی پرسو. چشمی پرسو.

فرهنگ عمید

۱. پرنور، پرروشنایی.
۲. [مجاز] دارای قدرت بینایی زیاد.

فرهنگ فارسی

پرنور، پرروشنایی، مقابل کم سو

جمله سازی با پرسو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریوا پرسو چیری ۳۵٫۸ کیلومترمربع مساحت و ۴٬۲۳۹ نفر جمعیت دارد و ۲۶۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز