تهران، پایتخت و بزرگترین شهر ایران، همچنین استان و شهرستانی به همین نام در شمال مرکزی ایران است. ری، تهران و روستاهای پیرامون آن، در گذشته کانونهایی کوچک برای پرورش عالمان بودند. در این بخش به جایگاه علوم دینی در تهران در سدههای نخست، میانه، دوران قاجار، پهلوی و همچنین دوران شکوهمند پس از انقلاب اسلامی ایران پرداخته میشود.
در طول این سدهها، تهران بهعنوان یکی از روستاهای ری شناخته میشد. با این حال، نباید از نظر دور داشت که در شکوفایی فرهنگی آن دوران، هم روستای تهران و هم برخی از آبادیهای اطراف آن که امروزه بخشی از شهر تهران به شمار میروند، مراکزی کوچک ولی اثرگذار برای تربیت دانشمندان بودهاند. از مشهورترین چهرههای برآمده از خود تهران، میتوان ابوعبدالله محمد بن حماد طهرانی (درگذشته ۲۷۱ قمری) را نام برد. وی محدثی پرتلاش بود که به سرزمینهای بسیاری سفر کرد و سرانجام در عسقلان شام درگذشت. نام او در سند بسیاری از احادیث اهل سنت، از جمله در سنن ابن ماجه و صحیح ابن حبان ثبت شده است. او در میان اصحاب حدیث به صحت عقیده شهرت داشت و گفتههایی در مباحث اعتقادی آنان، مانند غیرمخلوق بودن قرآن، از وی نقل شده است. وی به تفسیر قرآن نیز توجه داشت و ابن ابی حاتم نزدیک به ۲۴۰ مورد از روایتهای تفسیری او را نقل کرده است. افراد دیگری از خاندان او نیز به دانش روی آوردند که از جمله آنها میتوان به فرزندش ابوالعباس عبدالرحمان بن محمد طهرانی اشاره کرد که به سبب شهرت پدر، ابنالطهرانی خوانده میشد. او نیز از محدثان مهم اهل سنت بود و در مراکزی همچون ری به روایت حدیث میپرداخت. نواده محمد بن حماد، ابوعلی طهرانی، نیز از محدثان بود. در سده ششم قمری (دوازدهم میلادی) نیز باید از ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن ابینجیب طهرانی یاد کرد که تاریخ استماع حدیث او در سال ۵۶۴ قمری (۱۱۶۹ میلادی) ثبت شده و سالها پس از آن نیز زیست.
در میان روستاهای نزدیک به تهران، نخست باید از دولاب در شرق تهران نام برد که از اواخر سده دوم قمری (هشتم میلادی) عالمانی از آن برخاستهاند؛ هرچند فعالیت علمی آنان عموماً خارج از زادگاهشان بوده است. از میان آنان، نخست باید به ابواسحاق دولابی رازی در اواخر سده دوم قمری اشاره کرد که هم به حدیث و هم به تصوف گرایش داشت و از سوی معروف کرخی ستایش شده است. اندکی پس از او، قاسم دولابی رازی (درگذشته ۳۱۶ قمری) که مدتی در مکه اقامت گزید، نیز از گروندگان به تصوف بود.