لغت نامه دهخدا
نیل داغ. ( اِ مرکب ) سیاهی داغ. ( آنندراج ). سیاهی جای داغ کرده. ( ناظم الاطباء ):
دردمند آن به که سوزد داغ را بالای داغ
بی زمین نیل داغم لاله کاری مشکل است.سراج ( از آنندراج ).
نیل داغ. ( اِ مرکب ) سیاهی داغ. ( آنندراج ). سیاهی جای داغ کرده. ( ناظم الاطباء ):
دردمند آن به که سوزد داغ را بالای داغ
بی زمین نیل داغم لاله کاری مشکل است.سراج ( از آنندراج ).
سیاهی داغ ٠ سیاهی جای داغ کرده ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آمیختندی به هم راح و روح کشیدندی از نیل داغ صبوح