لغت نامه دهخدا
نیش زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) برانگیختن نزاع و خصومت. ( ناظم الاطباء ). عمل نیش زن. رجوع به نیش زن شود.
نیش زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) برانگیختن نزاع و خصومت. ( ناظم الاطباء ). عمل نیش زن. رجوع به نیش زن شود.
بر انگیختن نزاع و خصومت ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو که امروز چو کژدم همه را نیش زنی مونس قبر تو شک نیست که ماری باشد
💡 اگر تو نیش زنی همچو شهد نوش کنیم که از جراحت تو راحت جگر داریم
💡 گرم از نوش نوازی ورم از نیش زنی هم بنوش تو ز جان مایل و هم بر نیشم
💡 مردم از تیغ جفای تو نگارا دریاب تا به کی نیش زنی بر جگر ما هردم
💡 گر تیغ زنی بر تن، ور نیش زنی بر جان ناگاه رود جانش، بیمار نخواهد شد