نهارخوری

لغت نامه دهخدا

نهارخوری. [ ن َ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) سفره خانه. اطاقی که مخصوص صرف غذا است. || میان منزلی برای صرف طعام روز. منزل های موقت طول راه برای خوردن نهار و آسایش مدت کوتاه. ( یادداشت مؤلف ). || ظرف مسین بزرگ که در و سرپوش مسین دارد ودر آن پلو و چلو کنند برای همراه بردن از منزلی به منزل دیگر در سفر. قابلمه بزرگ. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خوردن غذای ظهر. یا اطاق ( سالن ) نهار خوری ( اطاق ).

جمله سازی با نهارخوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مایکل علی‌رغم مخالفت مادرش، کاترین، عکس آن زن را قاب می‌گیرد و در میز اتاق نهارخوری خانه‌شان می‌گذارد. بعدها خانوادهٔ جکسون فهمیدند که آن طرفدار، بیماری روانی بوده و به تیمارستان منتقل شده‌است.»

💡 قرار دادن اتاق‌های نشیمن و نهارخوری در طبقه دوم و اتاق بازی بچه‌ها و اتاق بیلیارد در طبقه پایین از جمله تغییراتی است که رایت به واسطه آن‌ها و به نوعی با شکستن ترتیبات زندگی سنتی توانست به حریم خصوصی در خانه دست یابد که این خود حرکتی غیر متعارف در طراحی یک خانه به حساب می‌آمد.