لغت نامه دهخدا
نها. [ ن ِ ] ( ع اِ ) آبگینه. شیشه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). رجوع به نهاء شود.
نها. [ ن ِ ] ( ع اِ ) آبگینه. شیشه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). رجوع به نهاء شود.
آبگینه. شیشه.
اسم: نها (دختر) (فارسی) (تلفظ: nehā) (فارسی: نِها) (انگلیسی: neha)
معنی: آبگینه، شیشه، ( به مجاز ) زیبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آتشین عذاران، گردیده دیده روشن قد صاریاکراما لیلی بکم نها را
💡 عید را گیو سحر گاه بفرهنگ و نها همچو کیخسروش آورد ابا فر و بها
💡 شگرف برگ نها دست دررزان انگور در خزانه گشادست بر خزان انگور
💡 زان باده که صد جان نها نیست درو پیریست که آتش جوانیست درو
💡 داوری جانها نها آن ابروان بر طاقها دست کوتاه من محروم آنجا کی رسد