نفس کل

لغت نامه دهخدا

نفس کل. [ ن َس ِ ک ُل ل ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) که پس از عقل کل باشد. مانستار. مانیستار. ( ناظم الاطباء ):
هست جنیبت کش او نفس کل
عالم از آن می رودش در عنان.خاقانی.دریای عقلی در دلش صحرای قدسی منزلش
از نفس کل آب و گلش صفوت در اجزا داشته.خاقانی.رجوع به اقانیم ثلاثه و رجوع به فلوطین شود. || کنایه از عرش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( اِخ ) بعضی گویند نفس کل حضرت محمد است که عقل کل هم گویند. ( فرهنگ مصطلحات عرفا ص 401 ).

فرهنگ فارسی

که پس از عقل کل باشد. مانستار. مانیستار. یا کنایه از عرش. یا بعضی گویند نفس کل حضرت محمد است که عقل کل هم گویند.

جمله سازی با نفس کل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان نبی نفس کل مطهر ذات احد در ملل و در فرق در ازل و در ابد

💡 سجده کنان پیش درت نفس کل کای ز تو جان یافته اشخاص من

💡 در کتاب دل نظر کن نقش روی نفس کل تا توانی سر این صورت بمنظر داشتن

💡 حقیقت میشودهر نفس کل پاک از اوّل تا بدانی عین دل پاک

💡 اول و پایان راه از اثر پای ماست ناطقه و نفس کل ناله سرنای ماست

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز