نعره وار

لغت نامه دهخدا

نعره وار. [ ن َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ندا، و آن نصف میل است و میل ثلث فرسنگ است، پس نعره وار شش یک ِ فرسنگ باشد. ( یادداشت مؤلف ). || مسافتی که آوازه نعره ای بدانجای رسد:
اسبی دارم که نعره واری
طی می نکند به یک شبانروز.نزاری.هنوز نعره واری راه نرفته بودند که باد سختی برخاست. ( تاریخ نگارستان ).
که دردامان کوه و کوهساری
که تاکوه است از آنجا نعره واری.وحشی.

فرهنگ فارسی

ندا و آن نصف میل است و میل ثلث فرسنگ است پس نعره وار شش یک فرسنگ باشد ٠

جمله سازی با نعره وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این راه دور بیش ز یک نعره وار نیست ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن

💡 راه بی پایان خود تا کنی یک نعره وار خرده جان را سپند شعله آواز کن

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز