لغت نامه دهخدا
نستردن. [ ن َ ت َ دَ ] ( اِ ) به معنی نستر است که گل نسترن باشد. ( از برهان قاطع ). نسترن. ( صحاح الفرس ) ( از ناظم الاطباء ) ( اوبهی ). گل نسرین. ( از ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف نسترون است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
نستردن. [ ن َ ت َ دَ ] ( اِ ) به معنی نستر است که گل نسترن باشد. ( از برهان قاطع ). نسترن. ( صحاح الفرس ) ( از ناظم الاطباء ) ( اوبهی ). گل نسرین. ( از ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف نسترون است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز مو نستردن از تو یک موی قانون قلندری ندیدم