لغت نامه دهخدا
مهر جستن. [م ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) انتظار مهر داشتن. توقع دوستی و محبت داشتن. چشم عطوفت و محبت داشتن:
دگربار از پریرویان جماش
نمی باید وفا و مهر جستن.سعدی.
مهر جستن. [م ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) انتظار مهر داشتن. توقع دوستی و محبت داشتن. چشم عطوفت و محبت داشتن:
دگربار از پریرویان جماش
نمی باید وفا و مهر جستن.سعدی.
انتظار مهر داشتن توقع دوستی و محبت داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا بی بر بود زو مهر جستن چنان کز بهر پاکی خشت شستن
💡 ز تازه گشتن پیمان آندو شهزاده ز مهر جستن و دیدار آن دو شاه جوان
💡 بخواندش بپرسید کاین مرد کیست بدو مهر جستن ترا بهر چیست
💡 مرو را بر خویشتن جای کن سوی مهر جستن یکی رای کن
💡 ز راه مهر جستن بازگشتم ز رخت مهر دل پرداز گشتم
💡 چو او دشمن دوستان علی است ازو مهر جستن نه از عاقلی است