لغت نامه دهخدا
محبت داشتن. [ م َ ح َب ْ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دوست داشتن. مهر داشتن. دوستی داشتن. محب بودن:
محبت با کسی دارم کزو با خود نمی آیم
چو بلبل کز نشاط گل فراغ از آشیان دارد.سعدی.با هیچیک از ایشان میل و محبتی ندارد. ( سعدی ).
محبت داشتن. [ م َ ح َب ْ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دوست داشتن. مهر داشتن. دوستی داشتن. محب بودن:
محبت با کسی دارم کزو با خود نمی آیم
چو بلبل کز نشاط گل فراغ از آشیان دارد.سعدی.با هیچیک از ایشان میل و محبتی ندارد. ( سعدی ).
دوست داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاس اسرار محبت داشتن آسان نبود گنج ویرانکرد بیدل خانهٔ آباد ما
💡 ایکه خواهی پاس ناموس محبت داشتن شرم دار از دیدن گل بیرضای عندلیب