حالت ذاتی
مترادفها
ماهیت، ویژگی اصلی، کیفیت درونی
متضادها
عرضی
فرهنگستان زبان و ادب
{inherent case} [زبان شناسی] حالت نحوی ویژه ای که فعل به برخی گروه های اسمی ژ ساخت می دهد
ویکی واژه
حالت نحوی ویژهای که فعل به برخی گروههای اسمی ژ ـ ساخت میدهد.
جمله سازی با حالت ذاتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشکل اصلی در درمان دیاسپیدی، حفظ برنامه قبلی پس از به ثبات رسیدن آن است، چرا که بدن بیمار گرایش شدیدی به بازگردانی برنامه خواب به حالت ذاتی خود در گذشته دارد.
💡 خصلت مهربانی و همدلی را میتوان یکی از ویژگیهای اصلی و حالت ذاتی شخصیت آن زن بزرگوار دانست که همواره به دیگران در سختیها کمک میکرد.
💡 در مباحث فلسفی، بحث درباره اینکه آیا زیبایی یک حالت ذاتی در اشیاء است یا امری نسبی، همواره مورد توجه متفکران و فیلسوفان بزرگ بوده است.
💡 برخی معتقدند که میل به بقا، یک حالت ذاتی در تمام موجودات زنده است که آنها را برای مقابله با خطرات محیطی و بقای خود وادار میکند.