مملان

لغت نامه دهخدا

مملان. [ م َ ] ( اِخ ) نامی از نامهای ایرانی از جمله مملان بن ابوالهیجاء از خاندان روادیان پدر ابومنصور وهسودان.
مملان. [ م َ ] ( اِخ ) ابومنصور شرف الدین مملان بن وهسودان ( امیر سیف الدوله و شرف المله ابومنصور ) ابن محمد روادی. از امرای سلسله معروف به وهسودانیان یا روادیان که بر ناحیه شامل طارم و شمیران و تبریز و مراغه و گنجه حکومت داشته اند و مملان از 450 تا 511 پادشاهی و از سلجوقیان پیروی می کرد و ممدوح قطران شاعر است. ( احوال و آثار رودکی تألیف سعید نفیسی ج 2 ص 783 از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به شهریاران گمنام ص 214 شود:
کیخسرو است شاه و همام است زال زر
مملان او تهمتن توران ستان ماست.خاقانی.

فرهنگ فارسی

نامی از نامهای ایرانی از جمله مملان بن ابوالهیجائ از خاندان روادیان پدر ابومنصور و هسودان.

جمله سازی با مملان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حکومت روادیان در ۴۶۳ با خلع مملان از حکومت، از سوی آلب‌ارسلان پایان یافت.

💡 خلق جاویدان نبوده است و نباشد گر بود میر ابومنصور وهسودان بن مملان بود

💡 نه هیچ کس پسری همچو میر مملان دید نه هیچ کس پدری همچو میر وهسودان

💡 هر دو اندر چرخ دولت همچو خورشیدند و ماه میر مملان در میانشان مشتری کردار گشت

💡 میر ابونصر آنکه سالش خرد و فرهنگش بزرگ میر مملان آن بتن برنا و فضل و عقل پیر

💡 میر بونصر بن وهسودان بن مملان که هست روز کین لشکر شکن روز طرب مجلس نواز

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز