مغلوبی

لغت نامه دهخدا

مغلوبی. [ م َ ] ( حامص ) شکست. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مغلوبیت. و رجوع به مغلوبیت شود.

فرهنگ فارسی

شکست مغلوبیت

جمله سازی با مغلوبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در محنت اگر چه صبر ایّوبی به چون عشق به روی تست مغلوبی به

💡 مشاهدۀ معشوق چون عاشق کامل بود مغلوبی آرد چنانکه مجنون بدید لیلی مغلوب شد سر این معانی در معنی اذاکوشِفوا یافت شود و آیۀ جَعَلَهُ دَکّاً وَخَرَّ موسی صَعِقا مؤید این رمز است:

💡 غالب و مغلوبی آوردی به کار از کفر ودین آن و این با هم افکندی قرین

💡 در حال مغلوبی روا بود که عاشق را پروای رفتن بدر معشوق نبود اگر چه داند که معشوق از کمال جلال بنزد او نیاید و این از آن بود که از مغلوبی او را در خود یابد و این حال بدشواری دست دهد از آنکه عکس معشوق درآینۀ مصفای دل دائم الحضور بود.

💡 هر کجا غالب تخلص در غزل بینی مرا می تراش آن را و مغلوبی به جایش می نویس

💡 در حالت مغلوبی آن خسته جگر ذاکر باشد و لیک مذکور بود

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز