معاذ رازی

لغت نامه دهخدا

معاذ رازی. [ م ُ ذِ ] ( اِخ ) پدر یحیی بن معاذ رازی. و رجوع به یحیی بن معاذ رازی واعظ، مکنی به ابوزکریا شود.

فرهنگ فارسی

پدر یحیی ابن معاذ رازی

جمله سازی با معاذ رازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن متین مقام مکنت، آن امین و امام سنت، آن زاهد زهاد، آن قبله عباد، آن قدوه شرق و غرب، پیر خراسان، احمد حرب رحمةالله علیه، فضیلت او بسیار است و در ورع همتا نداشت، و در عبادت بی مثل بود و معتقد فیه بود تا به حدی که یحیی معاذ رازی رحمةالله علیه وصیت کرده بود که سر من برپای او نهید. و در تقوی تا به حدی بود که در ابتدا مادرش مرغی بریان کرده بود. گفت: بخور که در خانه خود پرورده ام، و در او هیچ شبهت نیست.

💡 یحیی معاذ رازی رحمة الله علیه به بایزید نوشت:

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز