جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار چو با عقل بود عشق مجالی نداشت عشق درآمد ز در عقل من از کار برد
💡 در دوران نوجوانی، با تیم ملی زیر ۱۶ سالههای آلمان تمرین میکرد. رالف فیرمن و ران رابرت زیلر در آن زمان دروازهبانهای اول و دوم تیم آلمان بودند و داوری مجالی برای نمایش تواناییهایش پیدا نکرد.
💡 من که نتوانم ز خوی نازک او آه زد آه اگر یابم مجالی نعره ها خواهم زدن
💡 شمیم بهار در اویل دههٔ چهل همراه با آیدین آغداشلو در دورهٔ پنجم مجلهٔ اندیشه و هنر مشغول کار شد و در طی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷ سرپرستی بخش ادبیات و هنرهای این مجله را به عهده گرفت. وی این نشریه را تبدیل به مجالی برای تجربهٔ نوگرایی و نوجویی در داستاننویسی معاصر ایرانی کرد و کوشید معیارهای نقد ادبی جدید غرب را در بررسی داستاننویسی ایران به کار گیرد.[نیازمند منبع]
💡 حسن تو از مجالی ذرات جلوه کرد لیکن چو ما جمال تو را نیست جلوهگاه
💡 اندیشهٔ الخسائی در آغاز سدهٔ سوم میلادی به رم رسید، ولی مجالی برای زندگی نیافت و در دیگر اندیشههای تعمیدی حل شد.