گل زان

لغت نامه دهخدا

گل زان. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔبخش سلماس شهرستان خوی واقع در 7500گزی جنوب باختر سلماس و 1500گزی جنوب راه ارابه رو سلماس به چهریق. هوای آن معتدل و دارای 402 تن سکنه است. آب آن از رودخانه زولا و محصول آن غلات، حبوبات و بزرک است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه آن ارابه رو است و تابستان از راه ارابه رو اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش شاهپور شهرستان خوی

جمله سازی با گل زان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو زنبوران گل زان بوی شد مست بدان نزدیک کافتد چون گل از دست

💡 وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر می‌دمد کشته آن غمزه را از خاک نشتر می‌دمد

💡 اهلی تو طالع دل ما بین کزین چمن گل زان دیگران بود و زخم خار ازوست

💡 آب صافی می کند در جوی کار آینه شاهد گل زان گشاید رخ به طرف جویبار

💡 از هول آن کم افتد ای بارم از تو در گل زان چهر و لب سرانجام افغان و اشک حاصل

💡 تا مرا باشد حیات و محتشم را زندگی ریحت ای گل زان او بادا و دردت زان من

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز