لغت نامه دهخدا
گجستک. [ گ ُ ج َ ت َ ] ( پهلوی، ص ) از پهلوی گجستک مقابل خجسته. خبیث. ملعون. بنفرین. رجیم.... پلید و ناپاک. رجوع به گجسته شود.
گجستک. [ گ ُ ج َ ت َ ] ( پهلوی، ص ) از پهلوی گجستک مقابل خجسته. خبیث. ملعون. بنفرین. رجیم.... پلید و ناپاک. رجوع به گجسته شود.
(گُ جَ تَ ) [ په. ] (ص. ) خبیث، ملعون. گجسته هم گفته می شود.
خبیث، ملعون. گجسته هم گفته میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درونمایه ماتیکان گجستک ابالیش اینگونه است که یکی از «زرتشتیان» شهر استخر در پارس به نام «دینهرمزد» پس از حمله عربها مسلمان میشود و نام خود را عبداللیث یا شاید عبدالله میگذارد. سپس دینهرمزد به دربار مأمون، خلیفهٔ عرب در بغداد میرود و یکی از موبدان زرتشتی به نام آذرفرنبغ پسر فرخزاد نیز به بغداد رفته و در دربار مأمون با عبداللیث (دینهرمزد) به مباحثه و مناظره میپردازد، و در پایان آذرفرنبغ سرفراز و پیروز از این هم سخنی و گفتمان بیرون میآید.
💡 از قدیمیترین متون بازمانده در فرهنگ ایران با مضمون دفاعیه دینی میتوان به دو کتاب به زبان فارسی میانه به نامهای شکند گمانیک ویچار (گزارش گمانشکن: به معنی گزارشی برای رفع شبهه) و ماتیکان گجستک ابالیش (کتاب عبداللیث ملعون) اشاره کرد.