کر شدن
مترادفها
ناشنوا شدن
لغت نامه دهخدا
کر شدن. [ ک َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) صمم. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). طرش. ( منتهی الارب ). اصمام. ( یادداشت مؤلف ). ناشنوا گردیدن. از دست دادن قوه شنوائی. زایل شدن حس سمع:
برآمدیکی گرد و برشد خروش
همه کر شدی مردم تیزهوش.فردوسی.چون چون و چرا خواستم و آیت محکم
در عجز بپیچیدند این کور شد آن کر.ناصرخسرو.کر شود باطل از آواز حق
کور کند چشم خطا را صواب.ناصرخسرو.رجوع به کر شود.
فرهنگ فارسی
صمم. طرش. ناشنوا گردیدن.از دست دادن قوه شنوائی
جمله سازی با کر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استفاده از یک هدفون با صدای بسیار بالا میتواند باعث آسیب جدی به کاربر و حتی کر شدن شود؛ در تلفنهای همراه هوشمند، معمولاً هنگامیکه کاربر صدا را از مقدار خاصی بالاتر میبرد، پیغامی برای هشدار به کاربر نمایش داده میشود.