چون و چرا

لغت نامه دهخدا

چون و چرا. [ ن ُ چ ِ ] ( اِ مرکب ) ( مرکب از چون، چگونه + چرا، ادات استفهام ) مباحثه و گفتگو. مناقشه و منازعه. ( ناظم الاطباء ). جدل:
نیابی به چون و چرا نیزراه
نه کهتر بدین دست یابد نه شاه.فردوسی.اگر کشته گر مرده هم نگذریم
سزد گر به چون و چرا ننگریم.فردوسی.به رزم دلیران توانا بود
به چون و چرا نیز دانا بود.فردوسی. || چگونه و به چه علت:
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم.حافظ.- چون و چرا خواستن؛ دلیل خواستن. علت و کیفیت و چگونگی امری را پرسیدن:
چون چون و چرا خواستم و آیت محکم
در عجز بپیچیدند این کور شد آن کر.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

مباحثه و گفتگو

جمله سازی با چون و چرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حارث: برو ای مرد چوپان این همه چون و چرا یعنی چه / دوستی با پسر شیر خدا یعنی چه

💡 نی کند تقدیر با تدبیر او چون و چرا نی بود اوهام چون احکام او گردون گرا

💡 کس را درین میانه چون و چرا نزیبد هر کس نصیب او را هم غیب‌دان نهاده

💡 چون کس خبر ندارد از اسرار علم غیب حیفست از آن نفس‌ که به چون و چرا رود

💡 تلاش‌های مختلفی برای حفظ روابط جزء و کل شده‌است. همه این نظریه‌ها سعی در تعیین ویژگی‌هایی دارند را که مجموعه‌های اشیا باید برای ترکیب یک کل را داشته باشند. این ویژگیها ممکن است از اصولی منشأ گرفته باشند یا به عنوان حقیقی بی چون و چرا =پذیرفته شوند.

💡 سازمان مذهبی سیاسی صفویه سازمانی مخصوص و منحصربه‌فرد بود. در تشکیلات صوفیان صفوی، ریاست ارشد، با نام پیر یا مرشد همواره با یکی از افراد خاندان صفوی بود. همچنین مقررات حاکم بر تشکیلات صفوی بر پایه اطاعت بی و چون و چرا اعمال شده بود.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز