لغت نامه دهخدا
چهارخیابان. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که دو خیابان یکدیگر را قطع کنند. میدانی که چهار خیابان ازچهار سو به آن منتهی شود. رجوع به چارخیابان شود.
چهارخیابان. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که دو خیابان یکدیگر را قطع کنند. میدانی که چهار خیابان ازچهار سو به آن منتهی شود. رجوع به چارخیابان شود.
جائیکه دو خیابان یکدیگر را قطع کنند. میدانیکه چهار خیابان از چهار سو بان منتهی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من در بالاخیابان مشهد به دنیا آمدم. در آن سالها مشهد چهار خیابان اصلی داشت یکی بالاخیابان بود که به حرم و بست بالا منتهی میشد دوم ته خیابان، سوم خیابان طبرسی که آنهم به حرم میرسید و چهارم هم خیابان تهران. من درست زمانی که اذان ظهر پخش میشد در دهم تیر هزار و سیصد و سی و سه متولد شدم؛ درست زمانی کهالله اکبر مؤذن بلند شد من به دنیا آمدم.
💡 در چهار سوی حرم امام رضا، چهار خیابان با نامهای طبرسی (شمال)، امام رضا (جنوب)، نوابصفوی (شرق) و شیرازی (غرب) وجود دارد که با توجه به اینکه خیابان شیرازی در سمت بالا سر علی بن موسی الرضا قرار دارد، مردم محلی به این خیابان و محلههای پیرامونش بالاخیابان میگویند.
💡 بازار روباز تکاب در سال ۱۳۲۸ تا سال ۱۳۳۸ توسط معمار معروف شهر تبریز استاد غلام حسین معمار باشی تبریزی به دستور ساعد السطان افشار (فتحعلی خان افشار) در چهار خیابان اصلی به مرکزیت چهارراه فعلی تکاب ساخته شد. درهای زیبا و چوبی به روش پیمون بندی یا به اصطلاح امروزی «طراحی صنعتی» ساخته شدن. نجار آن نیز استاد کربلایی محمد نجار تبریزی بود.
💡 به گفته کارشناسان معماری به دلیل اینکه چهار خیابان اطراف برج، ازلحاظ هندسی مقابل هم قرار ندارند، لذا این ۴ ساعتی که روی برج نصبشده است، از چهار طرف بهخوبی دیده نمیشود و تنها از سمت خیابان انقلاب کاملاً واضح و مستقیماً قابلرؤیت است.