چهار خصم

لغت نامه دهخدا

چهارخصم. [ چ َ / چ ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) چهاردشمن. چهارضد. || مجازاً چهارعنصر. رجوع به چارخصم شود.

فرهنگ فارسی

چهار دشمن. چهار ضد. یا مجازا چهار عنصر.

جمله سازی با چهار خصم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چهار دشمن دیرین بهم برآمده دوست چهار خصم پر از کین بهم برآمده یار

💡 گرچه عقل از چهار خصم برست از دو عالم چهار خواهد کرد

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز