چمیان
لغت نامه دهخدا
چمیان. [ چ َ ] ( اِ ) بمعنی معنویان. ( از برهان ذیل چمی ). در دساتیر بمعنی خاصان و یا معنیان آمده. ( از انجمن آرا ذیل چمی ) ( از آنندراج ذیل چمی ). چمی خاصان ومعنویان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چم و چمی شود.
چمیان. [ چ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز که در 50 هزارگزی جنوب باختری اهواز در کناره کارون و 14 هزارگزی باختر راه اهواز به آبادان واقع است. آبش از رودخانه کارون بوسیله موتور. محصولش غلات، صیفی و سبزیجات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش در تابستان اتومبیل رو است. ساکنان این آبادی از طایفه آل ابوفرهان میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با چمیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه چمیان مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان خرم بید، بخش مشهد مرغاب، دهستان شهید آباد، ۳۰۰ متری جنوب غربی روستای شهیدآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۸۶۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.