لغت نامه دهخدا
پوست ماری. [ ت ِ ] ( ص نسبی مرکب ) منسوب به پوست مار. || نوعی قماش. قسمی جامه سخت تنک و ماننده پوست مار که زنان از آن چارقد کردندی. || ( کفش یاپارچه... ) چون پوست مار، برنگ یا بنازکی و سختی.
پوست ماری. [ ت ِ ] ( ص نسبی مرکب ) منسوب به پوست مار. || نوعی قماش. قسمی جامه سخت تنک و ماننده پوست مار که زنان از آن چارقد کردندی. || ( کفش یاپارچه... ) چون پوست مار، برنگ یا بنازکی و سختی.
( صفت )منسوب به پوست مار۱-برنگ یا بنازکی پوست مار ( کفشپارچه ).۲- نوعی پارچ. سخت تنک و مانند پوست مار که زنان از آن چارقد میکردند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستمال یزدی در چند رنگ محدود عرضه میشود. رنگ قرمز و مشکی آن مناسب جاهلان بودهاست. سایر رنگها از جمله سبز، پوست ماری و نقرهای کاربرد عمومی تری داشتهاست. معروفترین انواع دستمال یزدی انواع مرسریزه، عشایری و ابریشمی میباشند.