فرهنگ معین
( نقش بر آب ) ( ~. بَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) هر کار بیهوده و بی حاصل.
( نقش بر آب ) ( ~. بَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) هر کار بیهوده و بی حاصل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما نقشه هايشان نقش بر آب و توطئه هايشان به فرمان خدا خنثى شد، چرا كه او از همهكس به اين مسائل آگاهتر است، بلكه تمام طرحها و نقشه ها از آن خدا است (فلله المكرجميعا).
💡 اما خداوند توطئه آنها را به طرز عجيبى خنثى كرده و نقشه هايشان را نقش بر آب ساخت.
💡 در عالم فانی که بقا پا به رکاب است گر زندگی خضر بود، نقش بر آب است
💡 نشانها نقش بر آب است در معمورهٔ امکان نگین بیهوده در زنجیر دارد نام شاهان را
💡 اين اعتراض، نقشه محمد على شاه خائن را نقش بر آب كرد و در خنثى كردن آن دسيسه،موثر افتاد.(1405)
💡 خَطِّ ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب ای بسا رُخ که به خونابه مُنَقَّش باشد