پس زانو نشستن
مترادفها
زانو زدن، چمباتمه زدن
متضادها
ایستادن، قیام کردن
لغت نامه دهخدا
پس زانو نشستن. [ پ َ س ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) زانوها را به سینه چسبانیده و نشیمن بر زمین نهاده هر دو زانو را در میان دو دست محاط کردن. چمباتمه نشستن و مجازاً اندوه بردن و غم خوردن:
پس زانو منشین و غم بیهوده مخور
که ز غم خوردن تو رزق نگردد کم و بیش.؟
جمله سازی با پس زانو نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درد پا تا گشت همزانوی من شد پس زانو نشستن خوی من