لغت نامه دهخدا
ولنگ. [ وِل ِ / ل َ ] ( ص، از اتباع ) رجوع به ولنگ و واز شود.
ولنگ. [ وِل ِ / ل َ ] ( ص، از اتباع ) رجوع به ولنگ و واز شود.
(صفت ) ۱- گل و گشاد:( در را ولنگ و واز گذاشته و رفته بود. ) ۲ - بی حساب و کتاب بی نظم و نسق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا دارای جلگه ای حاصل خیز به مساحت حدود ۱۰۰ کیلومتر مربع شامل دشتهای ریگی، برکال یا ولنگ، حسین آباد، نور آباد، گیل آباد و نصر آباد می باشد.