لغت نامه دهخدا
وطاق. [ وِ ] ( ع اِ ) خیمه. ج، وطاقات. ( اقرب الموارد ).
وطاق. [ وِ ] ( ع اِ ) خیمه. ج، وطاقات. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خسروی ک دامن قدر تو از جلال بر جیب وطاق گنبد گردان نشسته است