لغت نامه دهخدا
وصوم. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وصم ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد )، به معنی شکاف و ننگ و عار وعیب. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وصم شود.
وصوم. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وصم ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد )، به معنی شکاف و ننگ و عار وعیب. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وصم شود.
جمع وصم شکاف و ننگ و عار و عیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طاعت وصوم و ذکر تخم تو گشت دار دنیات بود موضع کشت
💡 دران یک هفته هیچ از پای ننشست صلوة وصوم بودش کار پیوست
💡 صلوه وصوم و حج اطعام و ایثار نگردد خسته زینها نفس غدار