هفت خم

لغت نامه دهخدا

هفت خم. [ هََ خ ُ ] ( اِ مرکب ) هفت آسمان. ( آنندراج ):
به خم درشد از خلق پی کرد گم
نشان جست از آواز این هفت خم.نظامی.رجوع به هفت آسمان، هفت خراس، هفت خروارکوس و هفت خضراشود.

فرهنگ فارسی

هفت آسمان

جمله سازی با هفت خم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باده‌ای کاین هفت خم در خود نیابد ظرف آن پیش دست ساقی ما در ته پیمانه ایست

💡 چه تاک بود که بنشاند و کی رسید انگور که هفت خم سپهر از شراب سرشارست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران