لغت نامه دهخدا
هشان. [ هَِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش طالقان شهرستان تهران دارای 263 تن سکنه. آب آن از رودخانه کرکبود و محصول عمده اش غله، میوه و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
هشان. [ هَِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش طالقان شهرستان تهران دارای 263 تن سکنه. آب آن از رودخانه کرکبود و محصول عمده اش غله، میوه و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
💡 بیفتاد بر خاک چون بی هشان روان، سیلش از دیده ی خونفشان
💡 سپس بی هشان خلق مرو گر نخوردی تو همچو ایشان بنگ
💡 بسیاری از مردم از دفترهای متوسط که فاصله بین خطوط آن هفت میلیمتر است استفاده میکنند. دانشآموزان و افرادی با دستخط بزرگتر از دفترهایی با فاصله خطوط هشت میلیمتر و افرادی که دستخط کوچکی دارند از شش میلیمتر استفاده میکنند. همچنین برای یادداشتهای عادی و ترسیم هندسی از ۵ میلیمتر و افرادی که به دنبال ضرافت کار میگردندن خطهای سه میلیمتری برای هشان مناسب است.
💡 من ز غمش چو بی هشان بر رخم از هوان نشان تن ز دو چشم خونفشان غرقه در آب و آبله
💡 ازآن خاندانم که در را هشان نخواهند بر یاری آید زیان
💡 من ز غمش چو بی هشان بر دو رخ از جفا نشان تن ز دو چشم خونفشان غرقه در آب و آبله