لغت نامه دهخدا
نحس بر. [ ن َ ب َ ] ( نف مرکب ) نحوست برنده. زایل کننده نحوست و شومی و نامبارکی:
شاه معظم اخستان آنکه رضا و خشم او
نحس بر زحل شود سعدربای مشتری.خاقانی.
نحس بر. [ ن َ ب َ ] ( نف مرکب ) نحوست برنده. زایل کننده نحوست و شومی و نامبارکی:
شاه معظم اخستان آنکه رضا و خشم او
نحس بر زحل شود سعدربای مشتری.خاقانی.
(صفت ) زایل کننده نحوستپاک کننده شومی: شاه معظم اخستان آنکه رضاوخشم او نحس برزحل شودسعدربای مشتری ( خاقانی.سج.۴۳٠ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ بر بدگمانش کرده کمین نحس بر دشمنش کشیده کمان