لغت نامه دهخدا
نامه نوشتن. [ م َ / م ِ ن ِ وِ ت َ ] ( مص مرکب ) مکتوب نوشتن به کسی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نامه و شواهدی که در ذیل معانی اول نامه مذکور افتاده شود.
نامه نوشتن. [ م َ / م ِ ن ِ وِ ت َ ] ( مص مرکب ) مکتوب نوشتن به کسی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نامه و شواهدی که در ذیل معانی اول نامه مذکور افتاده شود.
( مصدر ) نوشتن مکتوب بکسی مکاتبه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من که عاجز شدم از نامه نوشتن بر دوست شسته شد بسکه خط از گریه چشم تر ما
💡 بر تو نامه نوشتن گر اتفاق افتد به نوک خامه سیاهی بر آرم از دیده
💡 امید من از نامه نوشتن نکشد دست هر چند که مکتوب مرا جنگ جواب است
💡 به نامه نوشتن قلم برگرفت قلم وار سودایی از سر گرفت
💡 حال دل خاقانی اگر شرح پذیرد حقا که به صد نامه نوشتن نتوانم