گریه چشم

لغت نامه دهخدا

گریه چشم. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ چ َ ] ( ص مرکب ) چشمان اشک آور یا اشکین.

فرهنگ فارسی

آنکه چشمانی گریان دارد. توضیح مرحوم دهخدا در حاشی. فهرست و لف نوشته اند: گریه چشم نیست گربه چشم است: ابا سرخ ترکی بدی گربه چشم که گفتی دل آزرده دارد بخشم. ( فردوسی ) اما در جامع الحکمتین ص ۸۴ آمده: گویم رسم مردم آنست که او زند. خندنده است یا زند. گرینده چشم. و بنابرین گریه چشم بجای خود صحیح است.

جمله سازی با گریه چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو گوید خسرو از غم گریه چشم ز خاک پای شاه کشورش بین

💡 جز گریه چشم اشک فشان را علاج نیست جز صبر عاشق نگران را علاج نیست

💡 فغان که خشک شد از گریه چشم و تابد بنای فرقت ما و تو استوار بماند

💡 سفید ساختم از گریه چشم و در طلبم که در کنار کشم آن نهال نسرین را

💡 چشم ما تشنه لبان بحر شد از اشگ چه سود که لبی تر نکند گریه چشم تر ما

💡 جدا ز روی تو داد گریستن دادم ز گریه چشم مرا دجله در کنار افتاد

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز