ناشد

لغت نامه دهخدا

ناشد. [ ش ِ ] ( ع ص ) طالب. ( معجم متن اللغة ). منادی کننده. طلب کننده. ( فرهنگ نظام ).او را ناشد نامند به خاطر برداشتن آواز در طلب چیزی. ( از المنجد ). || شناساننده. ( فرهنگ نظام ) ( از معجم متن اللغة ). معرف. ( المنجد ). || سوگندخورنده. ( فرهنگ نظام ). رجوع به نشاد شود.

فرهنگ فارسی

طالب منادی کننده.

جمله سازی با ناشد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنوز ناشد گامی به سوی او نزدیک هزار مرحله در خون دل شدم به شناه

💡 دست پیران خزان ناشد از ایشان کوته تا که ناصر نشد اسپند چنان رستم زال

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز