لغت نامه دهخدا
میهن پرستی. [ هََم ْ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) صفت و عمل میهن پرست. وطن پرستی. وطن دوستی. میهن دوستی. وطنخواهی. و رجوع به میهن پرست شود.
میهن پرستی. [ هََم ْ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) صفت و عمل میهن پرست. وطن پرستی. وطن دوستی. میهن دوستی. وطنخواهی. و رجوع به میهن پرست شود.
وطن پرستی وطن خواهی.
{patriotism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عشق ورزیدن به میهن و دفاع صمیمانه از منافع آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساسونتسی داویت دارای ارزشهای والای آرمانی و زیبائی شناسانه است. مردم قهرمان سمبولیک خود داویت را با ویژگیهای عالی و برجسته فوق انسانی پروردهاند. میهن پرستی سوزان و لغزش ناپذیر، انساندوستی، مهرورزی و دلبستگی به زحمتکشان و ستمدیدگان از هر ملیت و نژاد، خوشبینی و امید به پیروزی نیکی و زیبائی و عدالت بر پلیدی و زشتی و ستم، از ویژگیهای ذاتی این قهرمان ملی افسانهای است.
💡 وآلفار در سوگندال به دنیا آمد و بزرگ شد که میتوان به راحتی حس میهن پرستی و عشق سرشارش به سوگندال را در آهنگهایش درک کرد. فضای آلبومهای او یادآور حال و هوای برفی سوگندال است. او هنگامی که در کالج درس میخواند همراه با بقیهٔ اعضای گروه که همکلاسیهایش بودند، تصمیم به تشکیل گروه ویندیر کرد.