معشوقه باز
مترادفها
زنباز، عاشقپیشه
لغت نامه دهخدا
معشوقه باز.[ م َ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) معشوقه پرست و طالب و راغب به عشق بازی و شهوت پرست. ( ناظم الاطباء ):
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقه باز من.حافظ.
فرهنگ عمید
آن که طالب و راغب عشق ورزی با خوب رویان است، معشوق پرست: دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم / با من چه کرد دیدۀ معشوقه باز من (حافظ: ۸۰۰ )
فرهنگ فارسی
معشوقه پرست و طالب و راغب به عشق بازی و شهوت پرست.
جمله سازی با معشوقه باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم با من چه کرد دیده معشوقه باز من
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شخصیت معشوقه باز معمولاً با احساساتی عمیق و گاهی با رنجهای ناشی از عشق سوزان و بیوفایی یار توصیف میشود.
💡 داستانهای عاشقانه قرن نوزدهم، اغلب قهرمانانی را به تصویر میکشند که یک معشوقه باز و عاشقپیشه هستند و زندگی خود را وقف رسیدن به وصال میکنند.
💡 تحلیل روانشناختی شخصیتهای معشوقه باز در رمانهای مدرن نشاندهنده پیچیدگیهای عاطفی و نیاز انسان به پیوند عمیق با دیگری در دنیای پر از تنهایی است.