لغت نامه دهخدا
مصیبت دیده. [ م ُ ب َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سوکوار. ماتمی. داغدیده. عزادیده. ماتمزده. که فرزند یابرادر یا عزیزی دیگر از دست داده باشد. مصیبت زده. عزادار. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به مصیبت زده شود.
مصیبت دیده. [ م ُ ب َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سوکوار. ماتمی. داغدیده. عزادیده. ماتمزده. که فرزند یابرادر یا عزیزی دیگر از دست داده باشد. مصیبت زده. عزادار. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به مصیبت زده شود.
کسی که مصیبتی بر او وارد شده.
( صفت ) ۱ - آنکه مصیبتی بر او وارد شده ۲- کسی که خویشاوند یا دوستی صمیم از او فوت کرده: مادر مصیبت دیده. جمع: مصیبت دیدگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او همچنین در سریال تلویزیونی دکتر مارتین و مصیبت دیده ظاهر شد و در فیلم منسفیلد پارک نیز در کنار بیلی پایپر در نقش «ویلیام» بازی کرد.
💡 نیست کس از تو مصیبت دیده تر خشک لب بنشین مدام ودیده تر
💡 خداوندا همه سرگشتگانیم مصیبت دیده و آغشتگانیم