مبدعات
مترادفها
ابداعات، اختراعات
متضادها
تقلیدها
لغت نامه دهخدا
مبدعات. [ م ُ دَ ] ( ع ص، اِ ) آن است که مسبوق به مدت و ماده نباشد و مراد از ماده جسم و یا حد آن و یا جزء آن است. ( از تعریفات جرجانی ). عقول مجرده و نفوس مبدعات حق اند. ( فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ). || هر چیز تازه که در آن بدعت باشد. ( ناظم الاطباء ). چیزهای تازه پدید آمده. آفریده ها: و بعد از وقوف بر حقایق آن گرد دقایق مبدعات برآمدم. ( مرزبان نامه ص 5 ). رجوع به مُبدَع شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع: مبدعه.
جمله سازی با مبدعات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جنب تو، مبدعات لا شیء با بود تو، کائنات أعدام
💡 ور چو مبدع یکی نهی ابداع صورت مبدعات نیست چنین
💡 مهارت تو به حدیست در دقایق فقه که مبدعات ضمیر تو حیرة الفقهاست
💡 به هر روی، کرمانی یکی از نمایندگان اسماعیلیه شرق است که بیشترین تلاش را در تدوین اندیشه اسماعیلیه به ویژه در باب ابداع و سلسله مبدعات انجام داده و تحلیلی کامل را در این باره فرو نهادهاست. اما با آنهم جایگاه این مبلغ مشهور در میان اسماعیلیان خیلی مهم است و کتابهای او جز مهمترین متون کهن فلسفی مذهب اسماعیلی تلقی میگردد.