لغت نامه دهخدا
لورن. [ لورْ رَ ] ( اِخ ) رجوع به لُرن شود.
لورن. [ لورْ رَ ] ( اِخ ) رجوع به لُرن شود.
ناحیه ایست در خاور کشور فرانسه در مرکز کشور آلمان. مدتها بر سر تصرف آن بین فرانسه و آلمان اختلاف و جنگ بود ودست بدست میگشت تا بعد از جنگ جهانی دوم مجددا بفرانسه برگشت.
لورن ( به فرانسوی: Lorraine )، ( به آلمانی: Lothringen )، [ Note ۱] یک منطقه فرهنگی و تاریخی در شمال شرقی فرانسه است که اکنون در منطقه اداری گرانت است واقع شده است. نام آن از پادشاهی قرون وسطایی لوتارنژی گرفته شده است، که به نوبه خود به نام امپراتور لوتار یکم یا پادشاه لوتار دوم نامگذاری شده است. لورن بعدها قبل از اینکه پادشاهی فرانسه آن را در سال ۱۷۶۶ ضمیمه کند، به عنوان دوک نشین لورن اداره شد.
این ناحیه دارای دو شهر هم اهمیت به نام های متز و نانسی است. از آنجا که پارلمانِ ناحیه ای در متز واقع شده، به عنوان مرکز رسمی در نظر گرفته می شود.
این ناحیه از چهار شهرستان تشکیل شده است: مورت ئه موزل، موز، موزل، وُژ.
نیروگاه هسته ای کاتانوم در این ناحیه قرار دارد.
لورن (بازیکن فوتبال زاده ۱۹۶۶). لورن ( انگلیسی: Loren؛ زادهٔ ۷ اکتبر ۱۹۶۶ ) بازیکن فوتبال اهل اسپانیا است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال اتلتیک بیلبائو و باشگاه فوتبال رئال سوسیداد اشاره کرد.
وی همچنین در تیم های ملی فوتبال زیر ۲۱ سال اسپانیا و زیر ۲۳ سال اسپانیا بازی کرده است.
لورِن (Lorraine)
(به آلمانی: لوترینگن) ناحیه و استان سابق در شمال شرقی فرانسه، در مسیر علیای رودهای موز و موزل، با ۲۳,۶۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۲,۳۰۵,۷۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۰). از شمال به بلژیک، لوکزامبورگ، و آلمان و از شرق به آلزاس محدود است. لورَن ذخایر زغال سنگ، سنگ آهن، و نمک دارد و غلات، میوه، و دام تولید می کند. در ۱۸۷۱، پس از جنگ فرانسه و پروس، بخش شمالی این ناحیه به منزلۀ بخشی از آلزاس ـ لورن به آلمان واگذار شد. سراسر این منطقه در جنگ جهانی اول شاهد نبردهای شدید بود. لورَن در اصل آن بخش از امپراتوری شارلمانی بود که بر طبق پیمان وردن در ۸۴۳ م به لوتار اول رسید و به آن لوتارینگیا می گفتند. این نام در ابتدا به دو ناحیه بین سون و راین اطلاق می شد؛ بخش شمالی بین موزل و راین را لورن علیا و بخش جنوبی را لورن سفلا می نامیدند، که بعدها به برابان شهرت یافت و نام لورَن به بخش موزل محدود شد. فرانسه و آلمان همواره بر سر این ناحیه با هم اختلاف داشتند. فرانسه در ۱۷۳۶ برای استانیسلاس، پادشاه سابق لهستان، که دخترش با لوئی پانزدهم ازدواج کرده بود، لقب دوک را به دست آورد. در ۱۷۶۶ با مرگ استانیسلاس، لورَن تا ۱۸۷۱ به فرانسه منضم شد و در آن زمان به اشغال آلمان درآمد و یکی از سه بخش اِلزاس ـ لوترینگن را تشکیل داد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از آنکه جنگی پایان مییابد، ملل مغلوب مجبور به پرداخت غرامت جنگی به ملل پیروز میشوند. گاهی هم سرزمینهایی از ملل شکستخورده گرفته شده و به کشورهای پیروز واگذار میشود. برای نمونه، سرزمین آلزاس لورن چندین بار بین فرانسه و آلمان در موارد گوناگون معامله شد.
💡 خواهر ناتنی مادری جولیا لوئی درایفوس، لورن بوولز، نیز بازیگر است. او همچنین از سوی پدرش، دو خواهر ناتنی به نامهای اما و فیبی دارد که اما در سال ۲۰۱۸ درگذشت. رابرت لوئیس درایفوس که در سال ۲۰۰۹ درگذشت، پسرعمویش بود که صاحب سابق شرکت آدیداس بود.
💡 کندی همراه با همسرش کارولین بستی-کندی و خواهر بزرگتر او لورن در سقوط یک هواپیمای کوچک به خلبانی کندی درگذشت. کندی میخواست لورن را به مارتاز وینیارد برساند و پس از آن در ادامه به عروسی دختر عموی خود را روری کندی در هیانیس پورت برود.
💡 از افراد مشهوری که چندین مرتبه برندهٔ این جایزه شدهاند، میتوان به هاینتس رومان (۱۲ بار)، پتر آلکساندر (۱۰ بار)، او دبلیو فیشر (۱۰ بار)، سوفیا لورن (۹ بار)، ماریا شل (۸ بار)، راک هادسن (۶ بار)، فرانتس بکنباوئر (۵ بار)، پیر بریس (۵ بار) و سلین دیون (۳ بار) اشاره کرد.
💡 در ۱ اوت ۱۹۴۴، جورج پتن نبرد خود را از شمال غربی فرانسه آغاز کرد و تا ماه نوامبر همان سال در طی نبرد لورن تمام شمال فرانسه را از آلمان بازپس گرفت و به شهر نانسی رسید که دیوار دفاعی آلمانها بود. پس از آن نبردهای آردنن و راینلند را سازماندهی کرد که موفقیتآمیز بود. در سال ۱۹۴۵ نیروهای او به نیروهای ارتش مرکزی ایالات متحده پیوستند و تهاجم آلمان را شکل دادند که در نهایت به اشغال آلمان نازی بدل شد.
💡 «جوان، با استعداد و سیاه بودن» به یاد دوست از دست رفته سیمون، لورن هنزبری، نویسنده نمایشنامه مویزی در آفتاب، که در سال ۱۹۶۵ در سن ۳۲ سالگی درگذشت، نوشته شد. هنزبری نخستین زن سیاهپوستی بود که نمایشنامهاش در برادوی به روی صحنه رفت. سیمون از ایروین خواست «ترانهای بنویسد که بچههای سیاه تمام دنیا، تا ابد، حس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند.»