لغت نامه دهخدا
لنگن. [ ل َ گ َ ] ( اِ ) لنکن. ( برهان ). مصحف لنگهن. ( حاشیه برهان ). گرسنگی و فاقه و روزه باشد که هندوان موافق آئین و کیش و ملت خود بجای آورند. ( آنندراج ). لکهن:
گر ترا لنگنت کند فربه
سیر خوردن ترا ز لنگن به.سنائی ( از آنندراج ).
لنگن. [ ل َ گ َ ] ( اِ ) لنکن. ( برهان ). مصحف لنگهن. ( حاشیه برهان ). گرسنگی و فاقه و روزه باشد که هندوان موافق آئین و کیش و ملت خود بجای آورند. ( آنندراج ). لکهن:
گر ترا لنگنت کند فربه
سیر خوردن ترا ز لنگن به.سنائی ( از آنندراج ).
لنکن. گرسنگی وفاقه و روزه باش که هندوان موافق آئین و کیش و ملت خود به جای آورند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنت لنگن نویسنده آلمانی ادبیات کودکان و نوجوانان است. وی در ۲۹ آوریل ۱۹۶۷ در لورکوزن، آلمان به دنیا آمد و شهرتش عمدتاً به خاطر مجموعه کتابهای تصویری خود در مورد فلیکس (خرگوش مسافر) است.