لغزیدنی

لغت نامه دهخدا

لغزیدنی. [ ل َ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور لغزیدن. لخشیدنی.

جمله سازی با لغزیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من است چاه راهم چون قلم پیوسته همراه من است

💡 اشک از لغزیدنی بر دوش صد مژگان‌گذشت قطع چندین جاده پا انداز عذر لنگ بود

💡 هرچه اندیشی به تحریک زبانت داده‌اند تا قلم لغزیدنی دارد رقم بی‌پرده است

💡 هوا شبنم فشان شد از بهار و خاک تردامن کنون در پیش پای توبه ها لغزیدنی دارد

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز